باید نوشت... |
من اکنون نیستم
من اکنون سایه ای در پس خیال
من اینک مرده ای بر دار
لاشه ای بد بو
فتادن را ز خورشید آموختم
زیبایی را از مرگ
زشتی را از عشق
من آن تیغ بی فرجام به جای بوسه بر گردن
منم آن میله بشکسته از قفل در زندان
آی....!
من اینک مست از تو...تو مست ار من...ما مست از هم...خدا مست از چه؟
شيوا نظرآهاری
پروانه وحيدمنش
حميدرضا ظريفی نيا
سعید حبیبی
نوشين جعفری
علي روزبهاني
هژیر پلاسچی
بهزاد مهرانی
RSS
طراح قالب
علی گالیله
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|
