تبليغاتX
ارنستو، اسطوره‌ی عصيان
 
باید نوشت...
 
 نمی دونم از کجا باید شروع کنم،واقعاً نمیدونم.هفته ی پیش با دیدن این وبلاگ و مطالبش به خصوص(یک فاحشه،یک روسپی نیست.یک فاحشه...یک پیامبر است،پیام آور معصومیت بر باد رفته خویشتن) به فکرنوشتن افتادم ولی فرصت نشد .

تا اینکه امروز فیلم  wild orchid 2 رو دیدم.فیلم در مورد دختری است که پس

از مرگ پدرش به خود فروشی میپردازد.به ساخت و محتوای این فیلم

ندارم.هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از

آزادی آدمی افزون تر باشد...بگذریم،چیزی که همیشه ذهن من رو به خودش

مشغول داشته ذهنیتی ست که امروزه در مورد سکس وجود داره.در مبحث

ارتباطات جمعی ارتباط را این گونه تعریف می کنیم:فرآیند انتقال پیام تولید شده توسط فرستنده به گیرنده از طریق مجرای انتقال پیام و بنابر این رابطه ی جنسی باید حداقل دو عضو داشته باشد:به طور معمول یک زن و یک مرد.

خوب حالا بحثم رو با یک سوال شروع می کنم:چه اتفاقی می افته که یکی از این دو طرف حذف شده جای خودش رو به جنس دیگه میده؟ و با یک سوال دیگر دنبال می کنم:چرا و به چه دلیل درصد بسیار بالایی از این همجنس گرایی ها را زنان(در مقایسه با مردان) تشکیل می دهند؟

 

شاید بهتر باشد از خود سکس شروع کنم تا به این سوالات برسم.روانشناسان می گویند حافظه جنسی از همان کودکی در انسان موجود است.فروید(رحمةالله علیه)عقیده داشت علت جاذبه ی جنسی سینه ی زنان این است که نوزاد شیرخوار سینیه ی مادر را به عنوان نخستین فرستنده ی پیامهای جنسی و دهان را اولین مجرای دریافت پیام می شناسد.زیرا که دهان اولین شناساگر یک کودک است.یک نوزاد هر شئ جدید را برای شناخت به دهان میبرد.فروید همچنین سکس را به سه گروه تقسیم کرده بود:دهانی،مقعدی و آلتی.و نيز سكس را به عنوان يك نياز بر ميشمرد.كه در مورد آخر با فرويد هم عقيده ام.سکس یعنی تغذیه(حال کردی زیگموند جان؟)

 

خوب از موضوع خارج نشویم چرا رابطه ی جنسی(به زعم من)از شکل طبیعی خود خارج شده؟اجازه بدید واضح تر بگم.با جستجوی کلمه sex در google imagesبه بیش از ۳میلیون منبع میرسید،در صفحه  اول از مجموع ۲۰ گزینه تنها یکی مختص مردان(gay)است و بقیه  منحصراً مربوط به زنان یا در ارنباط با زنان است.چرا؟ آیا سهم زنان در سکس افزون تر است؟ یعنی زن منشاً میل جنسی است؟ و سر انجام سوالی که این خطوط  برای یافتن پاسخ آن رقم می خورد:چرا همواره جز در موارد نادر فاحشگی پیشه  زنان بوده و هست؟(چرا همیشه به زنان فاحشه پول می دهیم تا... ولی به طزر معمول هیچ مردی برای این کار مزدی نمیخواهد)آیا این خواست زنان بوده یا تحمیل مردان؟ یا  اقتضای شرایط محیطی؟ اجازه بدهید فرضیه تفت دهیم.

۱.ریشه ی روسپی گری را باید در فقر جستجو کرد.طبعاً زنان در جامعه ای که الگوهای پذیرفته شده برای کار زنان موجود نیست،به ناچار دست به خودفروشی می زنند.این در حالی است که برای مرد فرصت های شغلی افزون تر موجود است.

۲.شرایط اجتماعی:در عصر کشاورزی زن همانقدر در اداره زندگی دخیل بود که مرد.وظیفه اداره خانه به عهده زن بود.با شروع انقلاب صنعتی ، نیاز روز افزون به نیروی انسانی موجب ورود هر چه بیشتر زنان به چرخه روابط انسانی شد.به روایت الوین تافلر : زنان نیروی کار ارزانتری بودند،آنان با خواسته های کمتر و انجام کار بیشتر خشنودی صاحبان صنایع را موجب می گردیدند.(نقل به مضمون)ولی کماکان خانه عرصه تلاش زنان بود.این قضیه ادامه داشت و روز به روز نمود زنان در جامعه بیشتر می شد ولی کماکان زن  یک وسیله برای حفظ پایداری خانه بود.فرهنگ آمریکایی امروز اینگونه است  که مرد آمریکایی ظرف مــــــی شورد ،بچه داری می کند و چمن می زند، همینطور مرد سوئدی ! ولی همچنان صفت خانه دار
(house keeper) مختص زنان است .قرن بیستم سر آغاز جریانهای فمینیستی حمایت از زنان بود،چه به عنوان نجات زن از استثمار مردان و چه به بهانه حضور پر رنگ تر در دستگاه تصمیم گیرنده و برخوداری از حقوق برابر با مردان .همزمان جریانهای موازی دیگری در حال شکل گیری بود.هدف اصلی این جریانها استفاده از زن در رونق هرچه بیشتر عرصه تبلیغات و ابزاری برای سرگرمی جامعه بود.کارگران پس از یک روز کار توان فرسا ،برای بازیابی روحی  دو ابزار پیش رو داشتند:زن و مشروب .نقطه اوج این جریانات انتشار نشریه پلی بوی توسط فردی به نام هیو هفنر بود .هفنر هم چنین کلوپهای زنجیره ای به نام بانـی کلاپ داشت که در آنها دختران نیمه عریان به پذیرایی از مشتریان می پرداختند.ظرف کمتر از چند ماه تیراژ این مجله به ۷.۵ میلیون در ماه رسید و هفنر نبدیل به میلیونری شد که با جت اختصاصی خود که آرم پلی بوی  روي آن حک شده بود                                                                                                                          سفر می کرد و ۱۵ بانی گرل پذیرایی وی را در بویینگ اختصاصی بر عهده داشتند.همزمان نشریه دیگری منتشر شد به نام اتاق زیر شیروانی که این یکی هم با انتشار صور قبیحه طرف ۵ ماه به تیراژ ۸ میلیون در ماه رسید.در همین احوال مجله دیگری هم به عرصه آمد به نام پلی گرل خانم هلن گرلي براون صاحب این نشریه در یکی از مصاحبه هایش گفته بود:"وقتی مردها با چاپ عکس عریان زنها تجارت می کنند،چرا ما این کار را نکنیم."این مجله تصاویر پورنوی مردان را چاپ می کرد(و میکند).در زمان حال تقریبا برای تبلیغ هر کالایی از زنان استفاده می شود.خواه کالای مورد نظر با زنان مرتبط باشد یا نه؟بیسکویت،اتومبیل،خمیر دندان کلگیت و یا لاستيك البرز.

۳.نکته جالب در این بین عقیده ایست که توسط برخی کارشناسان اظهار می شود.کتابی از سوی انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده که نوع ویژه ای از نمایش موزیکال آمریکایی را مورد بررسی قرار می دهد این همان نمایش خاص کاباره ای(استریپ تیز)است که خانم راشل اشتیر استاد هنرهای دراماتیک دانشگاه دپال شیکاگو از دیدگاه فمینیستی به ستایش آن می پردازد.نویسنده کتاب استریپ تیز معتقد است که این هنر و حرفه به زنان جوان طبقات محروم این فرصت را می دهد که "رویای آمریکایی" را برای خودشان محقق کنند.از گذشته طبقه کارگری،خودشان را جدا کنند سپس بیاموزند که به جنسیت و سکسوآلیته خودشان مباهات کنند و با همان نیروی جنسی اخلاق رسمی را به طور هجـــو آمیز مورد بازبینی و انتقاد قرار بدهند و از این راه کمکی به جنبش آزادی زنان در آمریکا بکنند.

و حالا یک جنبه دیگر(اصل قضیه)یک موجود مذکر در حالت نرمال نسبت به هم جنس خود هیچ گونه کششی ندارد.یعنی یک مرد به طور طبیعی برای مرد دیگر(که از نظر جنسی یا روحی همجنس گرا نیست)فاقد جذابیت است و اما در مورد زنان این گونه نیست،یک زن در عین این که به جنس مخالف گرایش دارد نسبت به زن دیگر بی تفاوت نیست چرا؟

  • عامل زیبایی:بشر از دیر باز به زیبایی توجه خاصی داسته اشت زیبا پسندی از ویژگیهای انکار ناپذیر وجودی هر آدمی است.در تحریک و پرورش میل جنسی نیز زیبایی یکی از عوامل اساســــی ست این عامل در بین حیوانات و به خصوص آن گروهی که نرها برای جفت یابی نیاز به جلب نظر جنس ماده دارند نمود بیشتری دارد.این طاووس نر است که چتر الوان خویش را برای جلب نظر ماده می گستراند،حال آنکه ماده از این ویژگی بی بهره است.همین طور است در مورد شیرها،اکثر پرندگان و حتی گوزن ها که برای اثبات شایستگی با یکدیگر شاخ به شاخ می شوند.نمود شجاعت هم عنصر زیبایی را به همراه دارد.حال آنکه در مورد انسانها قضیه تقریبا بر عکس است این زن است که خود را می آراید و برای جلب توجه مرد دست به هر کاری می زند(البته مرد هم از این قاعده مستثنی نیست ولی در زنها نمود بیشتری دارد)زن نماد زیبایی،هوس،شهوت و دلبری بوده در یونان باستان هم الهه جنگ و شکار(آرتمیس)، الهه هنر(آتنا) و الهه زیبایی(آفرودیت) همگی جنسیت مونث داشتند.زنها از تماشای خود در آینه لذت وافر می برند و گاه برای ساعت ها به آینه زل می زنند.
  • زن و احساسات جنسی:زنها برای ارضای جنسی علاوه بر شرایط فیزیکی نیاز به یک درک متقابل روحی دارند یعنی تا به طرف مقابل احساس دلبستگی نداسته باشند به لذت نمی رسند،یادم هست جایی مصاحبه ای از یک دختر دوجنس گرا می خواندم.لوسیا،۲۳ ساله،دانشجوی تاریخ فرانسه عقیده دارد که:هیچ کس مثل یک زن نمی تواند زن دیگر را درک و ارضا کند.قبل از اینکه با همجنسم سکس داشته باشم با مردهای زیادی بودم، با اکثر آنها توافق جنسی داشتم،راحت بودم ولی هیچ وقت به ارگاسم دوگانه نرسیدم تنها زمانی که با یک دختر دیگر بودم این حس را تجربه کردم.امثال لوسیا کم نیستند زنهایی که از مردان وا خورده اند در جوامعی مثل ایران که شعور جنسی مردان در سطح پایینی قرار دارد زنان بسیاری وجود دارند که در سراسر عمر خود به ارگاسم نمی رسند(بسیاری از مادربزرگ های ما این چنین اند) و نیز محدودیت هایی که در جامعه اعمال می شوند،سنن و رسوم قرون وسطایی که حتی اجازه مطرح کردن مشکلات جنسی را به فرد نمی دهد.آمار بالای طلاقهایی که ریشه در مشکلات جنسی دارد گواه این مدعاست ،که زنان را به دوری از مردان وا می دارد.آمازون ها ، زنان جنگجو و دلاوری بودند که مردان را از جامعه خود حذف کرده بودند.آنان به تنهایی تمام نیازهای خود را تامین می کردند البته نه با همجنس گرایی.سالی یک بار به شهرهای مجاور حمله می بردند و مردانــی را اســیر مـــــی کـردنـد تا از آنـها بـاردار شونـد اگـر نــوزاد پسـر بود او را می کشتند و دختران را نــگــاه مـــی داشتند.آمازون ها برای بهتر کشیدن زه کمان سینه چپ خود را می بریدند(از یکی از خصوصیات زنانگی خویش دست می کشیدند) امروزه نیز بسیاری از زنان برای احقاق حقوق خود و تساوی با مردان به خصوصیات مردانه متمایل می شوند.بسیاری از فمینیست های افراطی چنین اند چه در ظاهر مردانه و چه در رفتار محکم و تا حدی خشن.دلیل اصلی به حاشیه رانده شدن زنان در طول قرون چه بسا همین تحکم و اقتدار مردانه بود که منجر به ایجاد سلطه می شد زن همواره به دنبال تکیه گاهی بود که ضعف جسمی وی را پوشش دهد و این خصیصه را در وجود مردان می یافت.

 

 

 و اما جوابي كه به سوالاتم مي دهم:

به نظر من يك جذابيت پنهان و يا قوه

جنسي دروني وجود دارد كه صرف نظر ذاتي

يا اكتسابي بودن عامل اصلي كشش به

سوي زن خواه از سوي همجنس،يا غير

همجنس مي باشد است!!!      

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
  نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط کوهیار و آرمان   |